برای اسد بتیار که هر شب ستاره ها را می شمارد...
--------
مثل یک حاضر غایب خودمانی
که از فضای چند سطر دوست داشتن
جَو می گیردش
به روی من
که سیاه رنگ خوبی ست
اگر اسد باشد و مادری
پُر از پَریانی که دیگر شلوار نشسته نمی پوشند.
بر چهارراه پیراهنی با چهارخانه
ومشتی کلمات نارس
ازخاطرات بندرعباس
و شبهای نوارهای پریشان و نوشابه و ماکارونی...
که اگر اسد باشد
باچندین سانتی متر ریش
و یک قبل از ظهر به سبک همه موتورهای ژاپنی
از خیابانی که باز باشد اگر دری که بشود درها را باز کرد
بی شک منم و همین تلفنی که هر روز
زنگ تو را به صدای من در می آورد.
من دخترانه پای یک گاری
کنار خیابانی که شما هر روز در آن ور میروید با کلافگی نه چندان مناسب حال
شعار میدهید با سرهای به فلک کوبیده
یک دو یا چهار انگشت
یه هر رنگی که باشد صدای این طپش باز هم شنیدنی ست
برای مرگی که زودرس بوده
بی هیچ بهانه از شانه عذر
مگر اینکه خودش مرده باشد یا خودشان را مرده باشند
با صدای این مبارزه یا بر حسب تحجر از پای این گاری.
مردم خودشان را خوب نمی فهمند - خوب خودشان را نمی فهمند
فقط کنار این خیابان
هر روز دنبال مدل جدیدی از مرگ میگردند
با اینکه سالهاست سرهایشان را با گوش فلک کر کرده اند.
ما که نوشتیم
روسریهایتان را در آورید
این خیابان مدتی ست که ...
دوقدم مانده به بولوار میان یک نگاه و قدم
و صدای فاجعه ای سرخ.
من برداشتم را مدتها
تراشیده بودم روی شبکه یک دیدگاه
تو - این بار
چهار پروانه هستی میان یک راه
ویک خسته میان یک درد
شاید...
بلندشد از کنار خودش مادر بزرگ
برای من که نگاهم به افق همسایه بود
به همین سادگی یکنفر مردن
در اتفاق سالهای 66 آن شب.
و من کنار بدنم خوابیده بودم
به اندازه مراقبت از چراغهای روشن ده
مردم قیام کرده بودند.
با این صندلی و قریچ قریچ
که مادر بزرگ را کنار این خودکار
به زمین میکشد.
از شروع که بشود
شرکت تعاونی پاهای له شده - آمده
شروع شده
توی شکلِ گرفتن یک اتفاق
درچشمهای همین خیابان
که هی می آید ونمیرود
که هی می آید واز زاویه بیشتر
می شود - پشت چرخهای پنچر وانت
که هی می آید و نمیرود
هی از شروع میخواهد بشود
ما دونفر شرکت تعاونیمان معطل
تو توی پراید تکدختر باشی
بی پروای این زاویه بیشتر
تا خبر اتفاق دستگاه مشترک مورد نظر
توی بی سیم دست سرباز له بشود
از وانت سایپایی که نمیرود.
به ابوذر که صندلیهای ام لیلا را قی کرده بود
پشت شیشه،
آقا همه چیز شروع شده
لطفا جمع نشوید
که توی ردیف دستان پاهای له شده ...
این عصر از پشت باجه تلفنی آمده
به گوشیهای دست تو بالا رفته
در سبیلهای مرد با امضای الکترونیکی
کنار کوهی که از فاتحه رفته بود سرازیر
با شلواری از کردستان به دامن مرد
تاساعت هشت و نیمی که قرار همیشه در ذهن جاده بود.
هر تماسی که به این راه می نشست
تا بالای کوه برادرم را پشه ای میکرد
برای دستهای همسایه که زنانه ترین نگاه در قالب جاده بود.
زوم میشد به صخره ای از سنگ
به روی موتور سیکلتها که از پشت باجه این عصر آمده بودند
بی تلفن
بی اینکه کسی بداند
ساعت ١٢
پشت آخرین عکسی از مجتبی افتاده بود.
همه یک وقتهایی به خدا شک کرده بودند
نکند دستی پشت پرده فرشته ای باشد
در اداره ای از اطلاعات
که خدا را پشت صدای حسن کنترل کند
که صدایمان نباید برسد
به لبه این تیغ
وگرنه چقدر آسان بود که
همه یک روز گم بشویم کنار خودمان
کنار کوهی که از فاتحه آمده بود سرازیر
برای دست زن که نگران زخم خودش نیست.
چه فرق میکند
مثل چشمی که ازشیار سینه ای آمده باشد پائین
بدون عینک هم میشود فاسد شد
ببین چقدر دارم برایت عشق می فرستم
که همینطوری خودم را فرو نکنم توی دل کسی.
دارم میخوابم همینطور که ازتو عکس نگیرم
بگذارم توی این آلبوم لعنتی
تاوقتیکه دریا ازپلکهایم بالا زده باشد.
به آستینت دارم می بینم
خشک شده دوتا نگاه
از آدرسی که به ماه سوم نمیرسد
چقدر دارم برایت غلط میزنم توی عکسی که میگیرید از من نشنیده
نشنیده
میگوید بیتزا حال میدهد توی شرجی
که زنی پی کفشهایت چشم بدواند
جیغ نکشد توی دلش وچیزی خورده باشد
شبیه رنگی ازعشق
که دربیتزا نقاشی شده
حتی وقتیکه دیگر هیچ فرقی نمیکند
چشمی در شیار سینه ای گم شده باشد.
باریده ام به قدرادعای با تویکی شدنم
ازاین اول جدول ضرب
مگرکه بخاطرتونباشد این جذابیتی که
چندسالی سیبی است پشت یک درب
که روزها
ازصدای خنده های چندشکلی شدن تو
پشت یک تماس باز وبسته می شود
که به این ظهر،مجموعه ای اگربرسند
صدای تو درانعکاس درختان ضرب می شود.
درامتدادیک مشک دوغ، کوچه چندشکلی می شود
ومن باپیراهنی از اتوی گرمای خیال تو
به درب یخچال چندضلعی شدن این زندگی یخ میزنم.
اگرچه هشتمین سالگرد آویزان شدن چشمهای من
به خلوت توست
ولی نشده پرنده ای بیاید
وتمام سهم زمین درمنقار هوای بارانی امروز
ازدل توبیفتد به دل جوجه های جدول ضربدرچشمهای من
ازاول ادعای عاشقی ما
تا انتهایی که پشت این درب
هنوز
یک سیب
یک رنگ
یک نفراست.
نظرات () لینک مطلب